تبليغاتX
عاشقانه
محدثه فقط به خاطره تو می نویسم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:26  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:26  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:25  توسط علیحاجی نژاد  | 
اگر هم که ببخشی این گل مال تو
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:51  توسط علیحاجی نژاد  | 
اگر که من رو ببخشی منم میگم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:50  توسط علیحاجی نژاد  | 
اگر که من رو ببخشی منم میگم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:49  توسط علیحاجی نژاد  | 
تو هر چه قدر که از من دوری کنی من به تو نزدیک می شم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:47  توسط علیحاجی نژاد  | 
تو رو به خدا بیا و دل من رو شرمنده ی خودت کن

تو رو به امام علی النقی که امروز شهادتش قسمت

می دم که منو ببخشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:45  توسط علیحاجی نژاد  | 

من واقعا متاسفم اما دعا می کنم تا زودتر اشتی کنی با من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:32  توسط علیحاجی نژاد  | 

من واقعا متاسفم اما دعا می کنم تا زودتر استی کنی با من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:25  توسط علیحاجی نژاد  | 
من واقعا متاسفم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:17  توسط علیحاجی نژاد  | 
سلامی به گرمی دل خوذمان

راستش امروز خوشحالم به خاطره اینکه

تو امروز اومدی تا من تو رو ببینم تا دلم

شاد گردد ولی حدود ۱۵ دقیقه است رفتی

و نیامدی

از یه چیز کاملا دلخورم چون گفتی که من

دوستت ندارم ولی دیروز به خدا من با یاد

تو در بیمارستان صبر کردم چون که بیمارستان

یه جای اصلا دلچسبی نبود بخذا ادم دلش میگرفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:52  توسط علیحاجی نژاد  | 

بخدا با این که دلخور م ازدستت و گوشی رو بر نداشتی وحالاهم باهات قهر م.

دوستت دارم به

اندازه ی تمام

هستی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 20:33  توسط علیحاجی نژاد  | 
تو را یوست دارم تا اونجایی که دیگر در این دنیا نباشم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:27  توسط علیحاجی نژاد  | 
نمی ئونم چی بگم فقط می تونم بگم که دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:23  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:13  توسط علیحاجی نژاد  | 

سلامی که نمی دونم چطور بگم اخه چند بار گذ شت کنم اخه تا چه حد تحمل ولی من که مثل تو نیستم بازم از تو می گذرم و می بخشمت ولی با این همه از دست تو اصلا ببین کمی ناراحت هستم نه اصلا ولی با این همه واقعا دوستت دارم از ته قلب از اعماق وجود تورا دوست دارم به خدا تو هر چه قدر که اذیتم کنی من همون قدر هم دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:6  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:58  توسط علیحاجی نژاد  | 

محدثه تو رو بخدا اگه من این کارهای تو رو می کردم تو به من چی می گفتی تو خودت رو جای من بزار ببین کاره خوبی هستش که تو می کنی یا نه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:34  توسط علیحاجی نژاد  | 

دوستت دارم به قدر یه عالم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:42  توسط علیحاجی نژاد  | 

با این که تو اذیتم می کنی ولی اذیت کردنت رو هم

دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:34  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:27  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:27  توسط علیحاجی نژاد  | 
بااین که از دست تو دل خورم ولی دوستت دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:18  توسط علیحاجی نژاد  | 
محدثه می دونی بخدا این رو راست می گم

یه نفر به من پی ام داد با این که من از اون

خوشم اومد اما به خدا وقتی به تو فکر کردم

می دونی چی گفتم گفتم من به درد تو نمی خورم

من یه مسلمونم اما من نمی دونم که تو کی هستی

دیدم ول کن نیست مجبور شدم یه حرفهایی رو بزنم

که واقعا از من بعید بود اما حالا که فکر می کنم می بینم

که بهترین کا رو کردم چون قول دادم که فقط با تو باشم و

با تو حرف بزنم و فقط با تو ازدواج کنم و فقط وقتی که من

می میرم در کنار تو بمیرم.

این رو هم بگم که این اتفاق ر اولین روزهای اشنایی مون اتفاق

افتاد پس لطفا فکر بد دربارهی من نکن باشه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:8  توسط علیحاجی نژاد  | 
به خدا اونقدری که تو فکر می کنی من از اون

خیلی خیلی بیشتر دوستت دارم به اندازه ی

تمام گل های بهشت که هر دوتا مون ارزویش را

و امیدوارم که به اون هم برسیم انشائ الله

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 19:29  توسط علیحاجی نژاد  | 
به قول یه شاعر که می گه :

دروغگو ان کسی است که می گه من واسه ی تو می میرم

راست من می گم که من برای تو زنده ام  و می خواهم که با تو زندگی کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 19:13  توسط علیحاجی نژاد  | 
الان هم که اومدم باز که بعد از ۵ دقیقه حرف نزدی

نمی دونم با این ترس تو چیکار کنم

اخه این نمی شه که با اومدن بابات چت رو ول کنی

و بری بخدا امروز با این که کار داشتم کارمو ول کردم

و اومدم که با تو حرف بزنم اما تو مثل اینکه من ادم 

نیستم چت رو ول کری و رفتی 

ولی با این همه دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 19:6  توسط علیحاجی نژاد  | 
امروز با این ارزو شروع می کنم که خدایا

محدثه و منو واسه ی هم نگهدار و ارزوی

این رو دارم که وقتی که می میرم با خوشبختی

بمیرم خدایا یه کاری کن که در اخرت با هم دیگر باشیم در بهشت

 امین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:53  توسط علیحاجی نژاد  | 
تو فکر کردی که من تا به اخر عمر با تو نمی مونم

ولی بدون که من دوستت دارم و تا به اخر با توام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:53  توسط علیحاجی نژاد  | 
تو هر طور که فکر کنی من دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:50  توسط علیحاجی نژاد  | 
دوستت دارم تا اونجایی که جون دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:48  توسط علیحاجی نژاد  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:44  توسط علیحاجی نژاد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:40  توسط علیحاجی نژاد  | 
الان هم که من خسته هستم واومدم که با تو حرف بزنم تو نیستی نمی دونم که تو کجا هستی اصلا

فکر می کنم که بابات باز هم اومده که نمی تونی بیای و با من حرف بزنی

ولی با این همه اگه باز هم نیای من دوستت دارم بخدا

امروز با این که خیلی خسته هستم ولی بدون که

دوستت دارم با تمام وجود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:35  توسط علیحاجی نژاد  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:31  توسط علیحاجی نژاد  | 
محدثه میدونی من از دستت ناراختم ؟

میدونی من چقدر تلاش کردم که دیروز

کارمو زود تمام کنم تا حداقل بتونم حتی

برای یک ساعت هم که شده با تو حرف

بزنم تا که اروم گیرم ولی تو انگار نه انگار

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:31  توسط علیحاجی نژاد  | 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:31  توسط علیحاجی نژاد  | 
امروز برای اولین بار میخواهم خاطراتمو  در این وبلاگ

برای محدثه می نویسم امید وارم که محدثه فقط تو به پسندی

و خوشت بیاد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:18  توسط علیحاجی نژاد  | 
نمی دونم چی بنویسم ولی امیدوارم هر چیزی

که می نویسم محدثه تو خوشت بیاد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:51  توسط علیحاجی نژاد  | 


سلام بر او که فقط او تنهاست

برای اولین بار به طور جدی شروع به نوشتن می کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:42  توسط علیحاجی نژاد  | 
  • سلام
  • سلامی به گرمی تمام عالم
  •                       

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 20:2  توسط علیحاجی نژاد  |